چرا تا به حال

چرا تا به حال

چرا تا به حال
چرا تا به حال

چرا تا به حال

چرا تا به حال

فقط تا یک

کار نکنی ؟‌خسته می شوی ؟‌چطوری تا آخر می خواهی بروی دور هست ؟‌چطوری باید هزینه فکری و راه رفتن و خسته شدن را بپردازی ؟‌با روحیه و فکر کردن ؟‌داد زدن این مشکلات یا کارهای را ترکیدن از خسته بودن یا کار نکردن از شر اینکه فقط خسته شده ای ؟‌واقعیت خسته بودن یک چیزی فقط مغز نداشتن یا واقعیت باز دوباره خسته شدن ؟‌دوباره استراحت نکردن نرسیدن ؟‌به هیچ درآمدی نرسیدن ؟‌به چیزی به غیر از تلاش کردن ؟‌واقعیت به این نوع یا کارهای فکر نکردن ؟‌دیگر دوام نیاوردن ؟‌عصبانیت غم ناراحتی افسرده شدن ؟‌صخره نوردی نکردن ؟‌پیاده روی نکردن ؟‌گم شدن ؟‌هزینه های بیشتر و درس نخواندن ؟‌کارهای بد انجام دادن ـ عادت بد داشتن ؟‌فکر نداشتن فقط کارهای بیشتر و زیاد کار  کردن ؟‌خسته بودن ؟‌مشکل داشتن ضعف داشتن خواب نداشتن آرامش نداشتن این ها مشکلی نیستند؟‌فقط یک کم کار بیشتر می خواهد ؟‌یک کم روحیه می خواهد آن هم که من ندارم ؟‌اگر داشتم می نوشتم ؟‌کارهای انجام می دادم ؟‌مثل کار امروز اگر انجام بدهم ؟‌چطوری می خواهم ؟‌خودم را تا انتهای این مسیر جلو بروم ؟‌اینطوری شده است ؟‌کارهای من به اندازه ای مشکل را به چه مشکلات یا کارهای را به چه اندازه فقط این مشکلات یا واقعیت چطوری می تواند ؟‌من را خسته کرده باشد ؟‌فقط این مشکلات توانسته است ؟‌من یا هر چیزی بوده ام ؟‌را نبود این واقعیت یا کارهای را به چه عنوان یا مشکلات یا کارهای را به چه واقعیت یا نوع خودم یا خواستن و نخواستن ؟‌من چه زمانی باید خودم را به چه عنوان یا واقعیت یا کارهای را به چه عنوان یا مشکلات یا واقعیت یا کارهای را به چه مشکلاتی را حل کنم ‌؟‌

خسته نشی ؟

وقتی به دیگران فکر می کنی ‌؟‌فکر نمی کنی ؟‌این واقعیت وجود ندارد ؟‌فکر می کنم ؟‌فقط خودم وجود دارم ؟‌فکر می کنم ؟‌فقط این لحظه  ادامه مطلب ...

با همین

با هر چیزی فکر می کنی ؟‌واقعیت یا مشاهده این نکته پس از این نمی توانی ؟‌خودت را با هر چیزی مقایسه کنی ؟‌فقط یک نوع یا شکل بهتریا 

ادامه مطلب ...

فقط

فقط کافی هست ؟‌یک کم با خودت فکر کنی ؟‌اینطوری بوده است ؟ این مشکل را درست کرده ام ‌این مشکل دارد ؟‌همه جا با من قدم بر می دارد واقعیت این مشکلات را چطوری باید فکر کنم ؟ چه راهی یا مشکلاتی وجود دارد ؟‌به خاطر چه چیزی باید این واقعیت را قبول کنم ؟‌چرا باید فکر کنم ‌؟‌خودم یا واژه به در بخوری یا مشکلات یا کارهای را به چه اندازه ؟‌یا هر چیزی را به چه روزی یا مشکلات یا واقعیت یا نوعی یا خواستن ؟‌این واقعیت یا کارهای را به چه چیزی یا مشکلات یا واقعیت یا کارهای را به حد اندازه یا مشکلات خودش یا واقعیت من چه چیزی را می خواهد داشته باشد ؟‌به این واقعیت زندگی چقدر به چه مشکلاتی یا کارهای را به چه اندازه فکر نمی کنم ؟‌چه راهی یا واقعیت یا نشانه ای از این را داشته باشم ؟‌واقعیت چه راهی ندارم ؟‌واقعیت به چه مشکلات یا هر چیزی را باید فکر کنم ؟‌چرا باید اینطوری یا مشکلات یا واقعیت یا هر اندازه فکر کنم ؟‌چرا باید فکر کنم ؟‌چرا با واقعیت یا کارهای را به اندازه این مشکلات یا واقعیت یا نشان دادن یا مشکلات یا روحیه ای بدون این قضیه این کارهای بوده است ؟‌به خاطر مشکلات یا چیزی بیشتر از این من دارم ؟‌واقعیت یا راه خودم را به چه اندازه یا مشکلات خودم را به این اندازه واقعیت یا کارهای را به چه حدی یا واقعیت یا به اندازه یا مشکلات خودم را به چه واقعیت یا خواستن یا نخواستن یا روحیه یا واقعیت را به چه چیزی به چه اندازه فکر نمی کنم ؟‌چه زمانی یا واقعیت یا کارهای را به چه واقعیت یا نشان دادن یا ندادن یا زمان یا واقعیت چه چیزی را دوست دارم ؟‌چه راهی یا مشکلات یا فکر نمی کنم ؟‌به چه حدی از این واقعیت یا هر چیزی که دوست داری ؟‌رسیده باشی ؟‌

درد واقعیت

هارد یا حافظه طلسم شده ؟‌دیگر غیر قابل خواندن یا فقط خواندنی یا خراب شده ،‌آن ردی ْ غیر قابل خواندن و نوشتن شده ؟‌خودش یک  ادامه مطلب ...